<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی- پژوهشی علوم پیراپزشکی وتوانبخشی</title>
    <link>https://jpsr.mums.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی- پژوهشی علوم پیراپزشکی وتوانبخشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات زنجیره حرکتی باز و بسته بر شاخص استاهلی کف پا در پسران نوجوان</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27679.html</link>
      <description>هدف:&#13;
کف پای صاف منعطف در کودکان شایع می &amp;amp;shy;باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر چهار هفته تمرینات زنجیره حرکتی باز و بسته بر شاخص استاهلی دانش آموزان 17-13 سال شهرستان بابل انجام شد.&#13;
روش&amp;amp;shy; بررسی:&#13;
مطالعه حاضر به صورت پیش آزمون و پس آزمون و از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، دانش‌آموزان پسر ۱۳ تا ۱۷ سال مبتلا به کف پای صاف در شهر بابل بودند که از سه مدرسه زیر نظر آموزش‌وپرورش (جمعاً ۲۳۵ نفر) تشکیل می‌شدند. از بین این افراد، 30 نفر که واجد شرایط بودند، با استفاده از نرم‌افزار G*power انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه تقسیم شدند. هر دو گروه زنجیره حرکتی بسته و باز را به مدت چهار هفته (سه جلسه در هفته و 60 دقیقه در هر جلسه) مطابق با برنامه مختص خود انجام دادند. جهت تجزیه و تحلیل آماری، از روش‌های کوواریانس (برای مقایسه بین گروهی) و تی همبسته (برای مقایسه درون گروهی) استفاده گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ و در سطح معنی‌داری 05/0 انجام شد.&#13;
یافته&amp;amp;shy; ها:&#13;
نتایج آماری پژوهش حاضر نشان داد که پس از چهار هفته تمرینات زنجیره حرکتی بسته و باز میزان شاخص استاهلی کاهش یافت که نشان دهنده &amp;amp;shy;ی بهبود کف پا بود (گروه بسته: 0/001=P ؛ گروه باز: 0/002=P)، همچنین در مقایسه بین گروهی نیز گروه تمرینی زنجیره حرکتی بسته نسبت به گروه تمرینی زنجیره حرکتی باز عملکرد بهتری (4/24=P=0/049، F) با اندازه اثر متوسط 0/13 داشت.&#13;
نتیجه&amp;amp;shy; گیری:&#13;
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که گروه تمرینات زنجیره حرکتی باز و بسته بر میزان شاخص استاهلی دانش آموزان مبتلا به کف&amp;amp;shy;پای صاف منعطف موثر بوده است. تمرینات زنجیره بسته نسبت به زنجیره باز عملکرد بهتری داشتند و برای بهبود ساختار و عملکرد پا به مربیان اصلاحی پیشنهاد می‌شوند.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر رهاسازی فاشیایی زنجیره عضلانی کتف بر قدرت، حس عمقی شانه و عملکرد زنان سالمند مبتلا به شانه منجمد</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27684.html</link>
      <description>هدف:&#13;
شانه منجمد یا کپسولیت چسبنده یک اختلال شایع شانه است که با درد و محدودیت حرکتی مشخص می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر دو هفته‌ای رهاسازی میوفاشیال زنجیره عضلات کتف بر قدرت شانه، حس عمقی شانه و عملکرد زنان سالمند مبتلا به شانه منجمد انجام شد.&#13;
روش&amp;amp;shy; بررسی:&#13;
این پژوهش از نوع نیمه‌تجربی و کاربردی بودجامعه آماری این مطالعه شامل زنان سالمند ۵۵ تا ۷۵ سال مبتلا به شانه منجمد ایدیوپاتیک بود. ۲۴ زن ۵۵ تا ۷۵ سال مبتلا به شانه منجمد ایدیوپاتیک به دو گروه مداخله (۱۲ نفر) و کنترل (۱۲ نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت 2 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 20-18 دقیقه تحت پروتکل رهاسازی میوفاشیال قرار گرفت. قدرت شانه با دینامومتر دستی دیجیتال، حس عمقی با آزمون بازسازی زاویه فعال، و عملکرد با پرسشنامه DASH ارزیابی شد. جهت تحلیل داده ها از ازمون تحلیل کوواریانس و تی زوجی در سطح معنی داری 05/0 و نرم افزار SPSS نسخه 27 به منظور تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد.&#13;
یافته &amp;amp;shy;ها:&#13;
نتایج نشان داد که در گروه مداخله، قدرت چرخش‌دهنده داخلی و خارجی شانه پس از مداخله به طور معنی‌داری بهبود یافت (0/05&amp;amp;gt;p). همچنین، حس عمقی و عملکرد شانه در گروه مداخله پس از مداخله بهبود معنی‌داری نشان داد (0/05&amp;amp;gt;p). در مقایسه بین گروهی، تفاوت معنی‌داری بین گروه مداخله و کنترل در تمام متغیرها مشاهده شد، به طوریکه قدرت چرخش‌دهنده داخلی و خارجی شانه در گروه مداخله به ترتیب با اندازه اثر 0/83 و 0/90 (0/001&amp;amp;gt;P)، حس عمقی با اندازه اثر 0/77 (0/001&amp;amp;gt;P)، و عملکرد با اندازه اثر 0/98 (0/001&amp;amp;gt;P) به طور معنی‌داری بهبود یافت. گروه کنترل هیچ تغییر معنی‌داری نشان نداد (0/05&amp;amp;lt;p).&#13;
نتیجه&amp;amp;shy; گیری:&#13;
رهاسازی میوفاشیال زنجیره عضلات کتف به عنوان روش غیرتهاجمی، قدرت، حس عمقی و عملکرد شانه را در زنان سالمند مبتلا به شانه منجمد بهبود می‌بخشد و متخصصان حرکات اصلاحی می توانند از نتایج ان تحقیق استفاده کنند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه هشت هفته تمرینات EMS و آب‌درمانی بر درد و کیفیت زندگی زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27683.html</link>
      <description>هدف: استئوآرتریت زانو یک پاتوفیزیولوژی پیچیده بوده که بر مفاصل و ساختارهای مفصلی متعدد تأثیر می‌گذارد. هدف این پژوهش مقایسه هشت هفته تمرینات تحریک الکتریکی-عضلانی (EMS) و آب‌درمانی بر درد و کیفیت زندگی زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو (OA) زانو بود.&#13;
روش بررسی:&#13;
پژوهش حاضر از نوع نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه زنان منطقه 8 شهر تهران که مبتلا به آرتروز زانو بودند، تشکیل دادند. 45 زن مبتلا به آرتروز زانو (45-55 ساله) به‌صورت در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه تمرینات EMS (15 نفر)، آب‌درمانی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 8 هفته و هر هفته دو جلسه 30 دقیقه‌ای تمرینات خاص خود را انجام دادند. درد و کیفیت زندگی به ترتیب با مقیاس دیداری درد (VAS) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی اندازه‌گیری شد. داده‌ها با آزمون کوواریانس در سطح معنی‌داری 05/0 تحلیل شدند.&#13;
یافته‌ها: بین قبل و بعد از تمرینات در خصوص درد در گروه EMS (&amp;amp;eta;2=0/84، P=0/001) و آب درمانی (&amp;amp;eta;2=0/8، P=0/001) و کیفیت زندگی در گروه EMS (&amp;amp;eta;2=0/68، P=0/001) و آب درمانی (&amp;amp;eta;2=0/8، P=0/001) تفاوت معنادار بود. در رابطه با درد، پس از کنترل اثر نمرات پیش‌آزمون، نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه‌ها در نمرات درد (&amp;amp;eta;2=0/8، P=0/001, F2,41=86/167) و کیفیت زندگی (&amp;amp;eta;2=0/84، P=0/001, F2,41=34/115) با اندازه اثر بالا مشاهده شد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که در خصوص درد، اختلاف میانگین گروه EMS نسبت به گروه کنترل (3/593)، نسبت به گروه آب درمانی (1/776) است (0/001=P). در خصوص کیفیت زندگی اختلاف میانگین گروه EMS نسبت به گروه کنترل (13/184) و نسبت به گروه آب درمانی (5/947) است (0/001=P). به این ترتیب هر دو روش آب درمانی و EMS بر بهبود درد و کیفیت زندگی موثر بوده‌اند، اما اختلاف میانگین آب درمانی و EMS در بهبود کیفیت زندگی 5/947 و در خصوص کاهش درد 1/817 بوده است، بنابراین تمرینات EMS نسبت به آب درمانی، موجب بهبودی بیشتری در درد و کیفیت زندگی شده است. &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری:&#13;
هر دو برنامه تمرینی بر بهبود درد و کیفیت زندگی موثر بودند، اما نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که تمرینات EMS در بهبود درد و کیفیت زندگی زنان موثرتر از تمرینات آب درمانی بود. به درمانگران و مربیان ورزشی توصیه می‌شود از این تمرینات استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تمرین هوازی، مقاومتی و موازی بر تغییر پذیری ضربان قلب در مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27685.html</link>
      <description>هدف:&#13;
تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) یکی از شاخص‌های مهم عملکرد سیستم عصبی خودکار و تعادل میان شاخه‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که در افراد سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثر تمرین‌های هوازی، مقاومتی و موازی بر مؤلفه‌های HRV در مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک بود.روش‌بررسی:&#13;
در این مطالعه نیمه‌تجربی، ۴۰ مرد سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک به‌ صورت تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی، مقاومتی، موازی و کنترل تقسیم شدند. برنامه‌های تمرینی به‌مدت دوازده هفته و سه جلسه در هفته اجرا گردید. شاخص‌های HRV شامل HF، LF، RMSSD، SDNN، HR و LF/HF پیش و پس از مداخله اندازه‌گیری شدند. تحلیل داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و آزمون‌های t همبسته درون‌گروهی انجام شد (0/05&amp;amp;gt;p). یافته‌ها:&#13;
نتایج آزمون Wilks&amp;amp;rsquo; Lambda نشان داد اثر گروه بر ترکیب مؤلفه‌های HRV معنی‌دار بود (0/001&amp;amp;gt;p). بین گروه‌های تمرینی، تفاوت معنی‌داری در HF (p=0/002)، HR (p=0/001)، LF (p=0/001)، LF/HF (p=0/004)، RMSSD (p=0/001) و SDNN (p=0/001) مشاهده شد (0/05&amp;amp;gt;p). همچنین تمرین هوازی بیشترین اثر را بر شاخص‌های HF و RMSSD و تمرین موازی بیشترین تغییر را در SDNN، HR، LF و نسبت LF/HF ایجاد کرد. تمرین مقاومتی موجب بهبود محدودتر در RMSSD و SDNN شد. نتیجه‌گیری:&#13;
بنا بر نتایج، هر سه نوع تمرین موجب بهبود فعالیت سیستم عصبی خودکار شدند، اما تمرین موازی با ترکیب محرک‌های هوازی و مقاومتی بیشترین تأثیر را در بهبود تعادل سمپاتیک&amp;amp;ndash;پاراسمپاتیک نشان داد. ازاین‌رو می‌توان تمرین موازی را به‌عنوان رویکردی کارآمد در بازتوانی قلبی&amp;amp;ndash;عروقی مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک توصیه نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات مربع گام برداری بر قدرت، تعادل، انعطاف‌پذیری و کیفیت زندگی مردان سالمند</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27682.html</link>
      <description>هدف:&#13;
افزایش سن علی‌رغم آن‌که فرآیندی طبیعی و زیستی است، اغلب با افت پیش‌رونده در عملکردهای جسمانی، شناختی و روانی همراه است. نقش فعالیت‌های بدنی منظم و ساختاریافته در حفظ عملکرد فیزیکی، ارتقای سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی مورد تأیید قرار گرفته است؛ لذا هدف تحقیق حاضر تعیین تاثیر تمرینات مربع گام برداری بر قدرت، تعادل، انعطاف‌پذیری و کیفیت زندگی مردان سالمند بود.&#13;
روش بررسی: این تحقیق از نوع کارآزمایی تصادفی کنترل شده است. تعداد 30 نفر از مردان سالمند به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی و مساوی به دو گروه تجربی (سن: 4/8&amp;amp;plusmn;72/3 سال، قد: 6&amp;amp;plusmn;169/3 سانتی‌متر، وزن: 9/7&amp;amp;plusmn;76/7 کیلوگرم) و کنترل (سن: 5/5&amp;amp;plusmn;72/6 سال، قد: 3/3&amp;amp;plusmn;167/3 سانتی‌متر، وزن: 6&amp;amp;plusmn;75/7 کیلوگرم) تقسیم شدند. قبل و بعد از برنامه تمرینات مربع گام برداری (هشت هفته با تواتر سه جلسه یک‌ساعته در هفته)، قدرت عضلات همسترینگ و چهارسر رانی (دینامومتر دستی ساخت آمریکا)، تعادل ایستا (شارپند رومبرگ)، انعطاف‌پذیری (آزمون بشین و برس) آزمودنی‌ها ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس داده های تکراری &amp;amp;nbsp;با نرم‌افزار Open Source (JAMOVI) &amp;amp;nbsp;تحلیل شد (0/05&amp;amp;gt;p).&#13;
یافته‌ها:&#13;
بهبودی قابل‌ملاحظه‌ای در قدرت عضلات چهارسر رانی پای راست (p &amp;amp;lt; 0.001,&amp;amp;eta;2= 0.74) و چپ (p &amp;amp;lt; 0.003, &amp;amp;nbsp;&amp;amp;eta;2= 0.33) ، قدرت عضلات همسترینگ پای راست (p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;nbsp;&amp;amp;eta;2= 0.43) و چپ ( p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;nbsp;&amp;amp;eta;2= 0.50)، تعادل ایستای پای برتر (p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;nbsp;= 0.53) و غیربرتر با چشمان باز (p &amp;amp;lt;0.001, &amp;amp;nbsp;&amp;amp;eta;2= 0.63)، تعادل ایستای پای برتر (p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;nbsp;&amp;amp;eta;2= 0.5) و غیربرتر با چشمان بسته (p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;nbsp;= 0.73)، انعطاف‌پذیری (p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;nbsp;&amp;amp;eta;2= 0.59) و کیفیت زندگی (p &amp;amp;lt; 0.001, &amp;amp;nbsp;&amp;amp;eta;2= 0.53) آزمودنی‌های گروه تجربی پس از هشت هفته تمرینات مربع گام برداری مشاهده شد، اما در گروه کنترل تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد (0/05&amp;amp;lt;p). اثر متقابل گروه و زمان آزمون &amp;amp;nbsp;برای تمامی متغییرهای پژوهش معنادار بود.&#13;
نتیجه‌گیری:&#13;
از یافته‌های تحقیق حاضر می‌توان نتیجه گرفت که تمرینات مربع گام برداری موجب بهبودی متغییرهای مرتبط با سلامت و کیفیت زندگی مردان سالمند به ویژه تعادل پای غیر برتر و برتر با چشمان بسته و انعطاف پذیری می شود، بنابراین توصیه می شود در جهت پیشگیری از بروز آسیب ها و ارتقای سلامت در برنامه تمرینی سالمندان گنجانده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آیا اضافه کردن آزادسازی فاشیای عضله دیافراگم به درمان روتین، اثر فزاینده‌ای بر بهبود درد، ناتوانی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به شانه‌درد مزمن دارد؟</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27687.html</link>
      <description>هدف:شانه‌درد سومین اختلال شایع عضلانی&amp;amp;ndash;اسکلتی است و احتمالا &amp;amp;nbsp;اختلال در عملکرد دیافراگم بتواند منجر به تغییرات آرتروکینماتیک و موثر در ایجاد علائم بیماران شانه‌دردی شود. هدف این مطالعه بررسی تأثیر افزودن آزادسازی مایوفاشیال عضله دیافراگم به درمان فیزیوتراپی روتین بر درد، ناتوانی عملکردی و کیفیت زندگی این بیماران می باشد.روش بررسی:این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور شامل ۲۵ بیمار در دو گروه کنترل (فیزیوتراپی روتین + آزادسازی شَم عضله دیافراگم) و مداخله (فیزیوتراپی روتین + آزادسازی فعال عضله دیافراگم) بود که شش جلسه درمان، در طی دو هفته دریافت کردند. شدت درد، ناتوانی عملکردی و کیفیت زندگی با استفاده از مقیاس دیداری درد (Visual Analogue Scale; VAS)، شاخص درد و ناتوانی شانه (Shoulder Pain and Disability Index; SPADI) &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;و پرسش‌نامه کیفیت زندگی (Short- form-12 ;SF-12) مورد بررسی قرار گرفت. از آزمون‌های تی مستقل و زوجی برای مقایسه‌ی درون‌گروهی و بین‌گروهی و از شاخص کوهن &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;(Cohen&amp;amp;rsquo;s d) برای بررسی اندازه تاثیر استفاده گردید.یافته‌ها:شدت درد در حالت استراحت، فعالیت و خواب شبانه &amp;amp;nbsp;و شاخص SPADI در دو گروه مداخله و کنترل به طور معنی‌داری از قبل تا پس از درمان کاهش داشت (0/001&amp;amp;gt;p) ولی اندازه اثر در گروه مداخله بیشتر بود. بعد روانی (Mental Component Score; MCS) کیفیت زندگی در گروه کنترل به طور معنی‌داری بهبود نشان داد (0/001&amp;amp;gt;p) و اندازه اثر 0/78 بود. بعد فیزیکی کیفیت زندگی (Physical Component Score; PCS) &amp;amp;nbsp;نیز در گروه کنترل به طور معنی‌داری افزایش داشت (0/01&amp;amp;gt;p) و اندازه اثر ۱/۱ بود.نتیجه‌گیری:آزادسازی فعال مایوفاشیال عضله دیافراگم همراه درمان فیزیوتراپی روتین و دست گذاری بصورت شم می‌تواند در کاهش درد و ناتوانی بیماران مبتلا به شانه‌درد مزمن موثر باشد. اما شواهد کافی مبنی بر تاثیر متفاوت آزاد سازی فعال و شم عضله دیافراگم در بهبود درد و شاخص ناتوانی در بیماران شانه دردی بدست نیامد. در مطالعه حاضر گروه با دست گذاری به صورت شم تغییرات بهتری در کیفیت زندگی نشان داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط بین فعالیت بدنی، سارکوپنیا و سلامت قلبی: یک مطالعه مروری</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27680.html</link>
      <description>هدف:سارکوپنیا یکی از فرآیندهای تنظیمی‌عضلانی است که با افزایش سن از میانسالی به طور طبیعی در بدن آغاز می‌شود و موجب آتروفی در تمام عضلات بدن در دوران پیری می‌گردد. مطالعه مروری حاضر قصد دارد به بررسی مسیرهای سلولی-مولکولی اثرگذار بر سارکوپنیا و ارتباط آن با بیماری‌های قلبی-عروقی بپردازد.روش بررسی:برای شناسایی مقالات در این زمینه، جستجوی جامع در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed/MEDLINE، Scopus و Web of Science صورت گرفت. بر اساس فهرست MeSH، واژه‌های سارکوپنیا، فعالیت بدنی، تمرین بدنی، تمرین قدرتی، تمرین استقامتی، تمرین هوازی، ورزش، سالمندی، هایپرتروفی قلبی و عملکرد قلب، بیماری قلبی عروقی در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها:عضله‌ اسکلتی طی فرآیندهای شیمیایی یا مکانیکی خاص، قادر به آزادسازی فاکتورهای نوروشیمیایی به نام میوکاین به منظور ارتباط با سایر بافت‌هاست. این واسطه‌ها می‌توانند یک تعامل مولکولی بین عملکرد عضلانی و فیزیولوژیک بدن برقرار کنند. مهم‌ترین میوکاین‌های مرتبط با عملکرد قلبی شامل آپلین، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز، آیریزین، اینترلوکین-6 ، فولستاتین و میوستاتین می&amp;amp;shy; باشند. از سویی، مطالعات نشانگر نقش حملات قلبی و تصلب شرایین بر تسریع روند سارکوپنیا است. از دست دادن توده عضلانی در افراد مبتلا به بیماری قلبی، منجر به افزایش خطر مرگ و میر می‌شود. بی‌تحرکی منجر به التهاب و تجمع چربی در عضلات اسکلتی شده، قدرت عضلانی را کاهش داده و چاقی، دیابت نوع 2، بیماری قلبی عروقی، سرطان، زوال عقل و افسردگی را بدنبال دارد. همچنین پیامدهایی مانند تخریب بافت پروتئین‌ها، آتروفی، تغییر اکسیداسیون اسیدهای چرب و وابستگی بیشتر به استفاده از کربوهیدرات برای تولید انرژی در بدن ناشی از سارکوپنیا منجر به کاردیومیوپاتی و سایر عوارض قلبی عروقی می‌شود.نتیجه‌گیری:فعالیت بدنی، بویژه انواع تمرین‌های قدرتی و اینتروال می‌توانند توده عضلانی، قدرت بدنی و عملکرد فرد را افزایش دهند. در سالمندان دارای بدن سالم، بهبود قدرت عضلانی می‌تواند حتی با تنها یک جلسه تمرین مقاومتی در هفته نیز حاصل شود و کاهش سرعت پیشرفت آتروفی عضلانی و اختلالات قلبی رو بهمراه داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات هوازی بر سیتوکین‌های التهابی در زنان یائسه: مرور نظام‌مند و فراتحلیل</title>
      <link>https://jpsr.mums.ac.ir/article_27681.html</link>
      <description>هدف:&#13;
یائسگی با کاهش استروژن همراه است و می‌تواند موجب افزایش سیتوکین‌های التهابی از جمله IL-6 و TNF-&amp;amp;alpha; شده و خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن را افزایش دهد. تمرینات هوازی به عنوان یک مداخله غیردارویی مطرح هستند، اما تأثیر دقیق آن‌ها بر این سیتوکین‌ها همچنان نیازمند بررسی است. از این‌رو، هدف فراتحلیل حاضر بررسی اثر تأثیر تمرینات هوازی بر سیتوکین‌های التهابی در زنان یائسه است.&#13;
روش&amp;amp;shy; بررسی:&#13;
برای جمع‌آوری مقالات، پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Web of Science، Scopus، Magiran، Irandon، Noor Mags و Sid به صورت سیستماتیک جست‌وجو شدند و محدوده زمانی مطالعات بدون محدودیت سال تا اردیبهشت ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۵) انجام گرفت. برای تعیین اثر تمرینات، تفاوت میانگین وزنی (SMD) و فاصله اطمینان ۹۵٪ (CI) با استفاده از مدل تصادفی و نرم‌افزار CMA2 محاسبه شد. همچنین، برای ارزیابی ناهمگونی از شاخص I&amp;amp;sup2; و برای بررسی سوگیری انتشار از آزمون‌های Funnel plot وEgger &amp;amp;nbsp;استفاده گردید.&#13;
یافته &amp;amp;shy;ها:&#13;
فراتحلیل ۱۰ مطالعه شامل ۱۱ مداخله تمرینات هوازی روی ۶۶۳ زن یائسه نشان داد که تمرینات هوازی به طور معنادار باعث کاهش IL-6 نسبت به گروه شاهد می‌شوند&amp;amp;nbsp; ( p=0/017 ,SMD=0/700). با این حال، این مداخلات تأثیر قابل توجهی بر TNF-&amp;amp;alpha; نداشتند (p=0/148 ,SMD=0/267).&#13;
نتیجه گیری:&#13;
تمرینات هوازی در زنان یائسه باعث کاهش معنادار سطح IL-6 نسبت به گروه شاهد شد، اما تغییر معناداری در سطح TNF-&amp;amp;alpha; مشاهده نگردید. ورزش هوازی به عنوان یک مداخله ایمن و مؤثر در کاهش برخی شاخص‌های التهابی قابل توصیه است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
