مقایسه تمرین هوازی، مقاومتی و موازی بر تغییر پذیری ضربان قلب در مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزشی، گروه تربیت بدنی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد، واحد ساری، ساری، ایران

2 دانشیار گروه فیزیولوژی ورزشی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

چکیده

هدف:
تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) یکی از شاخص‌های مهم عملکرد سیستم عصبی خودکار و تعادل میان شاخه‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که در افراد سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثر تمرین‌های هوازی، مقاومتی و موازی بر مؤلفه‌های HRV در مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک بود.
روش‌بررسی:
در این مطالعه نیمه‌تجربی، ۴۰ مرد سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک به‌ صورت تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی، مقاومتی، موازی و کنترل تقسیم شدند. برنامه‌های تمرینی به‌مدت دوازده هفته و سه جلسه در هفته اجرا گردید. شاخص‌های HRV شامل HF، LF، RMSSD، SDNN، HR و LF/HF پیش و پس از مداخله اندازه‌گیری شدند. تحلیل داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و آزمون‌های t همبسته درون‌گروهی انجام شد (0/05>p).
یافته‌ها:
نتایج آزمون Wilks’ Lambda نشان داد اثر گروه بر ترکیب مؤلفه‌های HRV معنی‌دار بود (0/001>p). بین گروه‌های تمرینی، تفاوت معنی‌داری در HF (p=0/002)، HR (p=0/001)، LF (p=0/001)، LF/HF (p=0/004)، RMSSD (p=0/001) و SDNN (p=0/001) مشاهده شد (0/05>p). همچنین تمرین هوازی بیشترین اثر را بر شاخص‌های HF و RMSSD و تمرین موازی بیشترین تغییر را در SDNN، HR، LF و نسبت LF/HF ایجاد کرد. تمرین مقاومتی موجب بهبود محدودتر در RMSSD و SDNN شد.
نتیجه‌گیری:
بنا بر نتایج، هر سه نوع تمرین موجب بهبود فعالیت سیستم عصبی خودکار شدند، اما تمرین موازی با ترکیب محرک‌های هوازی و مقاومتی بیشترین تأثیر را در بهبود تعادل سمپاتیک–پاراسمپاتیک نشان داد. ازاین‌رو می‌توان تمرین موازی را به‌عنوان رویکردی کارآمد در بازتوانی قلبی–عروقی مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک توصیه نمود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات